حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 103

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

در حالى كه نىزن‌هاى اسپارتى مىنواختند و دختران آتنى به حكم فاتح مىرقصيدند از بيخ‌وبن منهدم نمود پيشرفت‌هاى ايران در اين زمان بواسطه زرنگى و كاردانى دو والي آسياى صغير تيسافرن و فرناباذ بود مخصوصا تيسافرن والي ليدى از ضدّيت يونانيها استفاده كرده اعلى درجه نفوذ را در امور يونان حاصل نمود و در نتيجه سياست او يونانيهاى آسياى صغير كه بموجب قرارداد كال‌لياس آزاد شده بودند و نيز بعضى از جزاير يونانى مجددا مطيع ايران گشتند ولى بايد در نظر داشت كه از اين زمان قشون ايران خراب شد زيرا دربار مشكلات را با دادن پول حلّ ميكرد و سپاهيان اجير يونانى به كار ميبرد كلّيّة وقايع دربارى اين زمان حاكي از هرج‌ومرج و انحطاط كامل در خانواده هخامنشى است از جمله جنايتهائى در دربار بدست پريزاد كه در قساوت قلب بىمانند بود روى داد و از ابّهت آن خيلي كاست در 404 ق . م . داريوش دوّم درگذشت مصر در زمان اين شاه در تحت رياست آميرته نامى ياغى شد و داريوش نتوانست نايرهء طغيان را فرونشاند ( 415 ق . م . - بعضى 410 ق . م . نوشته‌اند ) نهم - اردشير دوّم ( ارت‌َخشَثرَ ) اسم اين پادشاه ارشك بود ولي پس از آنكه بتخت نشست باردشير موسوم گرديد يونانيها او را من‌من يعنى با حافظه گفته‌اند زيرا حافظه فوق العاده داشته كوروش پسر داريوش دوّم و پريزاد كه در آسياى صغير والى و هم رئيس قشون بود در حيات پدر ميخواست اردشير دوّم را از تخت دور كند و چنين تشخيص داده بود كه باسپارت نزديك شده قشون كارى از ايرانيها در تحت معلّمين يونانى تشكيل دهد تيسافرن داريوش را از خيالات كوروش مسبوق نمود و بالنّتيجه او بدربار احضار شد و ليكن وقتى رسيد كه داريوش فوت كرده بود در موقع تاجگذارى اردشير در پاسارگاد كوروش خواست شاه را بكشد تيسافرن اردشير را آگاه نمود و حكم اعدام او صادر شد ولي پريزاد